علی اصغر(ع)
غنچه ام ازچه چنین پژمردی
جان زجان پدر خود بردی
علی اصغر توگل ناز منی
آخرین افسر جانباز منی
دیده واکن که دلم خون شده است
چشمم از لعل توجیحون شده است
رنگ رخساره ی توزرد شده
همنشین دل من درد شده
ازچه اینگونه به تاب افتادی
چه شده از چه زخواب افتادی
گوش تاگوش چرا پاره شده
درد لب تشنگیت چاره شده
از رخ ماه تو شرمنده شدم
محوآن روی تو وخنده شدم
بند قنداقه ی تو باز شده
ای کبوتر گه پرواز شده
بی تو ای رود سراپا دردم
من چه سان سوی حرم برگردم
وای از آن دم که بسوزد افلاک
دشمنم جسم تو گیرد ازخاک
وای از آن دم که شود اینک طی
مادرت رأس توبیند برنی
یاعلی طاقت گفتارم نیست
لاله ای چون تو به بازارم نیست
نام تو باب حوائج شده است
سکه ی عشق تو رایج شده است
دل خونین مرصع خون شد
تاقیامت زغمت محزون شد
برچسب: علی اصغر فانی,علی اصغر شهبازی,علی اصغر حکمت,علی اصغر,علی اصغر بهاری,علی اصغر شمیم,علی اصغر امیرانی,علی اصغر هنرمند,علی اصغر گرمسیری,علی اصغر پورمحمدی,
نویسنده: رضا بختیاری